دردسر های شیرین

سلام

روز 22 فروردین ندا به من زنگ زد و گفت به خواستگارش بله گفته. من در عرض یک لحظه به اندازه تمام عمرم شکستم. داغون شدم و ...

تو همون حال دو سه تا sms دادم و اون sms ها ندا را خیلی ناراحت کرد. یک هفته داغون بود ولی من نمی دونستم که اون می خواسته عکس العمل منو ببینه. یک هفته هر کاری کرد که به من زنگ بزنه نشد چون هر وقت دم تلفن می رفت یاد حرفام می افتاد ومنم تو این یک هفته صبح و شب نداشتم هر روز به اندازه تمام عمرم قصه می خوردم و ...

تا اینکه بعد از یک هقته اون بله واقعی را گفت و منو برای همیشه تنها گذاشت

ندا عزیزم نباید این امتحانو با من می کردی خیلی امتحان سختی بود و منم که تقصیر نداشتم. عاشق بودم. ولی امیدوارم زندگی خوبی داشته باشی. 

همیشه شاد باشی . هیچ وقت تو زندگیت از نزدیکترین عزیزت دوری و ناراحتی نبینی.

 

3 سال و 16 روز دوستی تمام شد. 

ولی من هنوز امید دارم. به زندگی با ندا. دلیلم دارم.

هنوز قد همون روزا دستش دارم بلکه بیشتر و هیچ ناراحتی از اون به دل ندارم

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - m&n

اسم دختر اسم پسر



 Tehran Forecast