دردسر های شیرین

از همه امکانات استفاده کن

روزی پسربچه‎ای‎، مشغول بازی با ماسه‎ها در ساحل بود. چند ماشین کامیون و بیلی پلاستیکی‎ قرمزرنگ همراه خود داشت‎. در حال درست کردن جاده و تونل با ماسه‎های نرم‎، ناگهان سنگ بزرگی را سد راه خود دید. پسربچه هر چه تلاش کرد، نتوانست سنگ بزرگ را از سر راه خود کنار بزند. هرچه‎ تلاش می‎کرد، سنگ کمی تکان می‎خورد، ولی دوباره به سرعت سر جای اول خود باز می‎گشت‎. سرانجام‎، از فرط ناامیدی به گریه افتاد. پدرش تمام مدت از پشت پنجره خانه‎شان‎، تلاش‎های او را نظاره‎ می‎کرد. وقتی متوجه اشک‎های پسرش شد، کنار او آمد. با لحنی مهربانی‎، ولی محکم گفت‎: «پسرم چرا از همه توانت برای کنار زدن سنگ استفاده نکردی‎؟» پسرک هق‎هق کنان و ناامید گفت‎: «پدر، همه تلاشم‎ را به کار بستم‎، ولی موفق نشدم‎!» پدر با مهربانی گفت‎: «نه پسرم‎، تو از همه امکانات قابل دسترست‎ استفاده نکردی‎، چون از من درخواست کمک نکردی‎.» سپس خم شد و سنگ را از سر راه پسرش‎ برداشت‎. آیا شما نیز به سنگ‎های بزرگ در راه زندگی‎تان برخورد کرده‎اید؟ آیا به خاطر عدم موفقیت و جابجایی آن‎ها، دچار احساس خشم و ناامیدی شده‎اید؟ امید خود را از دست ندهید و دست از تلاش‎ نکشید، چون اگر خوب به اطراف خود بنگرید، در خواهید یافت که دستانی یاری‎بخش به سوی شما دراز شده‎اند!

 

لبخند

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸۸ - m&n

برنده و بازنده

برنده همیشه بخشی از پاسخ است‎؛ بازنده همیشه بخشی از مشکل است‎. برنده همیشه برنامه‎ای‎ دارد؛ بازنده همیشه عذر و بهانه‎ای دارد. برنده همیشه می‎گوید بگذار کمکت کنم‎، بازنده همیشه‎ می‎گوید از دست من کاری بر نمی‎آید. برنده همیشه برای هر مشکلی راه‎حلی دارد؛ بازنده همیشه‎ مشکلی برای راه‎حل دارد. برنده همیشه در کنار تله‎ای‎، برگ سبزی می‎بیند، بازنده همیشه در کنار هر برگ سبزی‎، دو یا سه تله می‎بیند. برنده همیشه می‎گوید ممکن است دشوار باشد، ولی غیرممکن‎ نیست‎؛ بازنده همیشه می‎گوید ممکن است امکان‎پذیر باشد، ولی خیلی دشوار است‎.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸۸ - m&n

من و همسرم یک زندگی عاشقانه داریم زیرا...

من و همسرم یک زندگی عاشقانه داریم زیرا...
    
    1 - برای همدیگر وقت صرف می‌کنیم‌.
    2 - به همه می‌گویم که دوستش دارم‌.
    3 - برای قدردانی از محبت‌هایش‌، نامة عاشقانه‌ای برایش می‌نویسم‌.
    4 - در جمع از او تعریف می‌کنم‌.
    5 - وقتی غمگین است سعی می‌کنم ناراحتی‌اش را بفهمم و او را درک کنم‌.
    6 - همیشه در اتفاقات خوب و مهم زندگی او را سهیم می‌کنم قبل از این که دیگران چیزی بدانند.
    7 - در همه مراحل زندگی باهم برنامه ریزی می‌کنیم‌.
    8 - همواره مراقبش هستم و به نیازهایش توجه خاصی نشان می‌دهم‌.
    9 - آرامش را در همه حال حفظ می‌کنم‌.
    10 - باورهایم را نسبت به او همواره حفظ می‌کنم‌.
    11 - پس از به پایان رسیدن روزهای پرتحرک‌، شب‌ها همه چیز را برایش تعریف می‌کنم‌.
    12 - اولین کسی هستم که تولدش را تبریک می‌گویم‌.
    13 - به کارهایی که برایم انجام می‌دهد توجه می‌کنم و قدردان محبت‌های او هستم‌.
    14 - ازدواجمان را از موهبت‌های الهی می‌دانم‌.
    15 - برای سلامتی‌اش صدقه می‌دهم‌.
    16 - در یک مکان یادداشتی محبت‌آمیز برایش پنهان می‌کنم و او را راهنمایی می‌کنم تا پیدایش کند.
    17 - در همه لحظات زندگی با گذشت رفتار می‌کنم‌.
    18 - سعی می‌کنم که همیشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌.
    19 - کارهایی که نشان دهندة محبتم نسبت به اوست برایش انجام می‌دهم‌.
    20 - هرگاه از او خیلی عصبانی هستم به نکات مثبتش هم فکر می‌کنم‌.
    21 - اگر احساس کنم از وسایل شخصی‌اش چیزی کم دارد ولی خودش نمی‌خرد، حتماً برایش تهیه می‌کنم‌.
    22 - همه هدایایی را که به من داده است‌، از صمیم قلب دوست دارم‌.
    23 - همیشه دل آرام یکدیگر هستیم‌

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸۸ - m&n

احساس زندگی‌!

  احساس پشیمانی همیشگی از گذشته‌ها و احساس نگرانی از اتفاقات احتمالی آینده از مخرب‌ترین احساسات منفی به شمار می‌آید. سطح انتظار شما از زندگی راز دستیابی به سلامت روحی است‌. اگر آرزومند شادی‌، تندرستی و آرامش خاطر هستید، ذهن خود را به آن سمت متوجه کنید تا با نیروی حاصل از آن فکر زیبا، مردم‌، اتفاقات و اوضاع و شرایط مناسب را برای تجلی این نیکویی‌ها به خدمت خود دعوت کنید. کسانی که به قضاوت اطرافیان گوش می‌دهند از این حقیقت غافلند که با صرف نیروی خود در این زمینه‌، خودشان را از آرامش و صفای روح محروم می‌کنند. هر کس به دیگری زیان برساند، و یا ضربه‌ای به کسی بزند بیشترین زیان را خودش خواهد دید چرا که هر کس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است‌. از طرفی دیگر آرامش روحی خود را نیز از دست می‌دهد و تمام موانعی را که در برابر دیدگانش به وجود آورده است باعث می‌شود که افق‌های روشن آینده را خوب نبیند. احساس رشد در بین انسانها و سایر موجودات فرق بین مُرده و زنده است‌. پس همیشه زنده باشید و احساس سرزندگی و نشاط را در اطراف خود پخش کنید و قبل از مرگ خود نمیرید.
    از مهمترین کارهایی که به عنوان یک فرد بالغ می‌توانید انجام دهید، بازگشت گاه به گاه به دوران شاد و پرانرژی کودکی است‌. در درون همة ما گنجینة بیکرانی از عشق و شادمانی و نعمت وجود دارد که می‌تواند آنچه را که در آرزوی آنیم برایمان فراهم کند. هرگاه خود را مسؤول تصمیمات خود بدانید از هر جهت اختیار دنیای خود را به دست گرفته‌اید. شما همیشه با خویشتن خویش تنهایید. اما تنها زمانی خود را بی‌کس و غریب احساس می‌کنید که خودتان را دوست نداشته باشید. عشق شما در قلبتان لانه دارد. این عشق از آن شماست‌. شما می‌توانید خود را از عشق و محبت لبریز کنید و دلپذیرترین و رضایت‌بخش‌ترین احساسات را در دل پرورش دهید. هنگامی که شاد و مثبت و با حوصله هستید واکنش‌های شیمیایی بدن شما با زمانی که مضطرب و منفی و هراسانید به کلی فرق دارد، نحوه تفکر شما نیز به طرز چشمگیری بر ترشح غدد بدن تأثیر دارد و بر روی جسم‌تان نیز مؤثر است‌. در باطن انسان معجزه‌هایی وصف‌ناپذیر نهفته است‌. برای این که شگفتی‌های دلخواه خود را در زندگی بیافرینید باید در نهفته‌ترین عمق وجود خود به سراغ این طلاهای ناب رفته و آنها را از معدن‌های پر رمز و رازشان استخراج کنید.
    موفقیت و شادمانی هر کسی در زندگی کاملاً تابع فرصت‌ها و امکاناتی نیست که در دسترس ماست‌، بلکه متکی به باورهایی است که در اعماق وجود ماست و ما به آن اعتقاد داریم‌. اگر کارها بر وفق مرادتان نیست از خود بپرسید چه کرده‌ام که با چنین سختی هایی روبه‌رو شده‌ام‌؟ چگونه باید خودم را از این تنگنا نجات دهم‌؟ هر رویدادی که در زندگی با آن روبه‌رو می‌شویم پیش نیاز دست یافتن به مرحله بعدی زندگی و نشان دهنده رشد است‌، پس خسته نشوید و مبارزه کنید. محدودیت‌های ما منحصر به جسم ماست‌. در دنیای اندیشه و ذهن ما مانع و محدودیتی وجود ندارد. تمام اشیأ، اموال و امکانات زندگی عطایای هستی برای خدمت به شماست نه برای آن که شما در خدمت آنها باشید.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸۸ - m&n

ازدواج، موهبت الهی - ازدواج، بزرگترین اشتباه

ازدواج در کل یک موهبت خدواندی و یک نیاز است ولی از طرف دیگر دقت در انتخاب همسر آینده خیلی اهمیت دارد. در اینجا به یک مشکل زوجهای جوان که معمولا قبل از ازدواج اغز شده و در زندگی مشترک ادامه می یابد می پردازم


چرا عشق ما روز به روز کم رنگتر می‌شویم
بر خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند عشق یکباره پیدا می شود و همیشه می ماند و یا حتی بیشتر می شود؛ واقعیت اینست که عشق ممکن است یک لحظه ایجاد شود، اما همانند بذری است و در صورتی باقی می ماند و رشد می کند که در زمین مناسبی جای گیرد، آب و نور کافی به آن برسانیم؛ مرتب آفت کشی کنیم و به آن کود بدهیم و مستمراً به آن رسیدگی نمائیم.
 
چگونه عشق به مرور کمرنگ می شود یا از بین می‌رود؟
ما عاشق ایده‌ آلها و کمالها می شویم و از نقصان ها می گریزیم. شاید تعجب کنید اگر بدانید معمولا انسانها عاشق یک موجود کامل و بدون نقص در ذهن خود می شوند و هنگامی که این تصویر ذهنی را منطبق با یک دختر یا یک پسر در اطراف خود می‌کنند، به آن نام عشق می نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتی رشد می یابد و قلب ما را به تپش وا می دارد که او خود را منطبق با تصویر ذهنی ما ارائه دهد. و هنگامی که به مرور او را متفاوت از ذهنیات خود بیینم ، عشق ما رو به افول می رود. اما اینکه تصویر ذهنی ما چگونه باید در بیرون شکل بگیرد و حفظ شود نیاز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، یعنی اینکه باید از مسیر عقلانی و منطقی گذر کند و بالاتر از تفکر خام ما باشد ، نه به عکس . یعنی عشق نباید مادون فکر باشد. عشقی که مادون باشد، و از سطح پائین تری برخوردارست ،  ارزش ندارد تا برایش بمیریم.
پس اگر در زندگی به مرور دریافتیم همسرمان از زیر بار وظایف و مسئولیتهای خود شانه خالی می کند، لذتهای خود را محور قرار می دهد و هنوز « من» بودن محور فکری اوست. اینگونه می شود که کسالت مزمن عشق، را به چشم خواهیم دید. از دیگر آفتهایی که ما به عشق می رسانیم ، می توان به موارد زیر اشاره کرد.
عدم انعطاف پذیری:
عدم انعطاف پذیری نسبت به مسائلی که در زندگی با آن روبرو هستیم. مثلا اگر تعصب روی روش و سلیقه های خود داشته باشیم.  و به علاقه ها، سلیقه ها و شیوه های زندگی همسرمان، مکرراً انتقاد کنیم یا از آن بدتر ، اهانت کرده یا مسخره بگیریم.
کمال گرایی افراطی:
از آنجا که ما در ناخودآگاه عاشق « خوبی مطلق» ،  « مثبت مطلق » و « کمال مطلق» شده ایم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبی ارزیابی کرده ایم ، به مرور این ارزیابی خطا،  خود را به ما نشان می دهد و دچار مشکل می سازد. او هرگز نمی‌تواند انتظارات و توقعات ایده آلی ما را بر آورده کند. او هم یک انسان مثل بقیه انسانهاست و بدیهی است که نقاط ضعف زیادی نیز در کنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.
عدم مهارت های زندگی:
مهارت های کافی جهت رسیدگی به بذر عشق را نداریم. مهارتهای ارتباطی زندگی را کسب نکرده ایم ، مقابله با تنش ها و مشکلات را تجربه نکرده ایم ،‌نحوه سازگاری با مسائل زندگی را نیاموخته ایم ، همه و همه موجب ناکارآمدی ما در ایجاد عشق و آرامش در زندگی می شود
عدم رعایت حریم خانواده و مرزهای زندگی:
به وظایف خود در زندگی آگاهی نداریم یا مرزهای مسائل زندگی و مشکلات خانواده را رعایت نمی کنیم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بیرون منتقل می کنیم . مشکلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فامیل ، حتی همسایگان و ... در میان می گذاریم یا در حیطه و مرزهای همسرمان دخالت می کنیم و به نام عشق و دوست داشتن وی را کنترل کرده و در قفس نامرئی انتظارات خودمان، او را محبوس و زندانی می کنیم. مثلا به علائق او ، دوستان وی،‌نحوه لباس پوشیدن او، شیوه راه رفتن و حتی طرز تفکر و احساسش گیر می دهیم و او را در تنگنا قرار می دهیم. و در نهایت آزادی را از او می گیریم.
مشکلات شخصیتی و انتظارت غیر واقع:
توقعات بیجایی به لحاظ مسائل شخصیتی خود، از همسرمان داریم. که بر آورده شدنی نیست و برآورده نمی شود. مثلا یک نفر با اختلال شخصیت وسواسی، زیاد نکته سنجی می کند و معیارهای زیادی در ذهنش دارد و با ریزبینی بیش از حدی که به همسرش نشان می دهد و او را در چهارچوب خشک و در قالب معیارهایی که تعیین می کند؛ حبس می کند و عرصه را بر او تنگ می کند. یا کسی که اختلال شخصیت پارانوئیدی دارد و بدبین است ، با سوء‌ظن ها و بدبینی ها خود و حسادت و توهم توطئه هایی که در ذهن خود، آنها را می بافد، همسرش را همیشه در نقش یک دشمن و جاسوس می بیند.
لذت طلبی و خودکامگی:
ما می بایست در چهارچوب خانواده، خود را مقید به بعضی امور کنیم. وقتی که لذتهای خود را که در خارج از خانواده است به صورت افراطی دنبال می کنیم و توجهی به خواست و میل خانواده نداریم . به مرور زندگی یک طرفه و بی روح می شود. زن و شوهر هر کدام دنبال تمایلات خاصی در خارج از خانواده هستند. و لذت بردن از یکدیگر را فهم نمی کنند.
عدم مهارتهای ارتباطی:
نمی توانیم ارتباط موثری با همسرمان بر قرار کنیم، حرف هم را نمی فهمیم. هر کدام به ظاهر منطقی صحبت می کنیم ، ولی نمی توانیم یکدیگر را قانع کنیم. توجه کافی به احساسات ، خواسته ها و صحبتهای یکدیگر نداریم . گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دریغ می کنیم. در رساندن حرفهای خود به یدیگر آنها را تحریف می کنیم یا آنقدر مبهم رفتار می کنیم یا صحبت می کنیم که دیگری را به خطا می اندازیم. در واقع مهارتهای ارتباطی را نمی دانیم.
 
اگر گویند «لحظه ایست روئیدن عشق .... »؛ پس این هم شاید درست باشد که «لحظه ایست مردن عشق.»
ولی عشق عمیق تر از آنست که لحظه ای خلق شود یا در لحظه ای بمیرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختی و زمان است و هم از بین رفتن آن به علت مسائل مختلفی است که در طی زمان و به وسیله زوجین ایجاد می گردد.
آنچه که اکثراً افراد با هم اشتباه می گیرند؛  «هوس » و « عشق » است.
 هوس : میلی شدید برای پاسخ آنی به یک نیاز جسمانی و روانی است که به خود رنگ رمانتیک می گیرد و یک استدلال به ظاهر عقلانی نیز در پی دارد و پس از ارضا تا زمان نیاز بعدی محو می شود. هوس شامل آن چیزهایی از وجودتان است که شما نقشی در آن نداشته اید. فقط احساسی هست که در خود برای ارضاء نیاز می بینید.
لیکن عشق ، دوام دارد و مهارتهای زوجین به رشد آن کمک می کند. دو طرف با برنامه و انرژی آن را رشد داده و تداوم می بخشند و از آن نگهداری می کنند و بیشتر از آنکه احساسی باشد ، متشکل از احساس و منطق است.
آری عشق به نگاهی نمی آید که با نگاهی برود.
با رنگ چشمی نمی آید که با رنگ چشمی برود.
با قامتی رعنا نمی آید که با قامتی رعناتر برود.
با عشوه ای نمی آید که با غمزه ای برود.
عشق سنگین و به تدریج می آید ، با زحمت و تلاش می ماند و هرگز نمی رود. و از همه مهمتر اینکه منحصر به فرد می ماند و هیچ کس و هیچ چیز جای آن را نمی گیرد.


مراقب خودت باش کوچولوی سفید من.
 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٧ - m&n

سلام

روز 22 فروردین ندا به من زنگ زد و گفت به خواستگارش بله گفته. من در عرض یک لحظه به اندازه تمام عمرم شکستم. داغون شدم و ...

تو همون حال دو سه تا sms دادم و اون sms ها ندا را خیلی ناراحت کرد. یک هفته داغون بود ولی من نمی دونستم که اون می خواسته عکس العمل منو ببینه. یک هفته هر کاری کرد که به من زنگ بزنه نشد چون هر وقت دم تلفن می رفت یاد حرفام می افتاد ومنم تو این یک هفته صبح و شب نداشتم هر روز به اندازه تمام عمرم قصه می خوردم و ...

تا اینکه بعد از یک هقته اون بله واقعی را گفت و منو برای همیشه تنها گذاشت

ندا عزیزم نباید این امتحانو با من می کردی خیلی امتحان سختی بود و منم که تقصیر نداشتم. عاشق بودم. ولی امیدوارم زندگی خوبی داشته باشی. 

همیشه شاد باشی . هیچ وقت تو زندگیت از نزدیکترین عزیزت دوری و ناراحتی نبینی.

 

3 سال و 16 روز دوستی تمام شد. 

ولی من هنوز امید دارم. به زندگی با ندا. دلیلم دارم.

هنوز قد همون روزا دستش دارم بلکه بیشتر و هیچ ناراحتی از اون به دل ندارم

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - m&n

تولدت مبارک عزیزم.

سلام جمعه تولد ندا بود بهت تبریک میگم عزیزم. امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشی.





 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸٦ - m&n

تبریز

سلام الان 5 روزه که ندا رفته تبریز عروسی یکی از اقوام مادرش.

دلم واسه اون صداش، برای اون خنده های دلرباش، برای اون صورت ماهش، برای همه چیش تنگ شده.بهمین منظور یک مطلب در مورد شهر تبریز بانام اولین ها قرار دادام .





تبریز به شهر اولین‌ها معروف است. اولین چاپخانه، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد، اولین پستخانه و اولین خط انتقال پست و ...

  چاپ و چاپخانه

یحیی آرین پور در اثر خود «از صبا نا نیما» جلد اول می‌نویسد: اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین تبریزی از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال ۱۳۳۲ هجری قمری دو سه سال پیش از بزگشت میرزا صالح شیرازی به تبریز به کار افتاده بود.

بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شهرستان‌های ایران نیز در تبریز منتشر می‌شود. یحیی آرین پور در همان مأخذ تحت عنوان "جراید شهرستان‌هاً می‌نویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمی‌ترین روزنامه‌ای که بعد وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستان‌ها دایر شد روزنامه‌ای است به نام «روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شماره‌های سال ۱۲۷۵ هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده می‌شود.

برای اطلاعات بیشتر ( تاریخچه چاپ در ایران )

  مدرسه

 
مدرسه رشدیه

مدرسه رشدیه

نخستین مدرسه نوین ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول «تاریخ مشروطه» می‌نویسد: حاجی میرزا حسن رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستان‌ها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیاد گذارد، و در سال۱۲۶۷ بود که به این کار پرداخت... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی (شیوه‌ای که امروز هست) آموخت و از کتاب‌های آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام «مدرسه رشدیه» به روی آن نوشته بود بالای در زد.

نمایی از شاه‌گلی تبریز

نمایی از شاه‌گلی تبریز

مدرسه مموریال از مدارس قدیم شهر تبریز که توسط آمریکایی‌ها اداره می‌شد.

  کودکستان و مدرسه کر و لال‌ها

مقاله اصلی : جبار باغچه‌بان

نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال‌های ایران نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد. جبار باغچه‌بان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان «باغچه اطفال» دایر کرد و به همان خاطر خود را باغچه‌بان نامید. آقای سرداری نیا در «مشاهیر آذربایجان» در شرح زندگانی جبار باغچه‌بان می‌نویسد:

مدرسه کر و لال‌ها را جبار باغچه‌بان در سال ۱۳۰۳خ با وجود مخالفت‌های زیاد از جمله رییس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه‌بان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.

آقای سرداری نیا در ادامه می‌افزاید: جبار باغچه‌بان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال ۱۳۰۷ خورشیدی علیرغم دشواری‌های وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتاب‌های ویژه کودکان را با نقاشی‌هایی که خود می‌کشید آغاز کرد. یکی از کتاب‌های وی با عنوان «بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.

 ادبیات نوین

تبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بوده‌است. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زین‌العابدین مراغه‌ای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنه‌ای در شعر نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند.

  سکه ماشینی

از سال 1298 هجری قمری ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانه‌های شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سال‌ها قبل از این تاریخ، یعنی به سال ۱۲۲۲ هجری قمری در زمان ولیعهدی عباس‌میرزا نایب‌السلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود ۲۰۰ قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. «اقتباس از کتاب سکه‌های ماشینی»

 اتاق تجارت

نخستین اتاق بازرگانی ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شده‌است. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال ۱۲۸۵ هجری خورشیدی بر می‌گردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بوده‌است. اتاق تجارت تهران بعد از اتاق تجارت تبریز بنیاد یافته‌است.

 شهربانی

اولین نظمیه یا شهربانی به مفهوم امروزی توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ هجری قمری در تبریز به وجود آمد. اجلال‌الملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رییس شهربانی انتخاب شد. از جمله کارهای این سازمان انتشار نشریه‌ای بود که به نام «نظمیه تبریز» منتشر شد.

  شهرداری

شهرداری تبریز نخستین شهرداری، یا به اصطلاح آن روز بلدیه، بود که در ایران بنیاد یافت. پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست...

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٦ - m&n

LOGAN يا ال 90 يا تندر

اين ماشين جديدي كه شركت رنوي فرانسه با همكار دو شركت سايژا و ايران خودرو دارند كم كم مثل لاك پشت وارد بازار مي كنند تا مثل پزو SD ضزبه نخوره و بتونن خوب به مردم ايران به هموطناشون قالب كنند.




پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٦ - m&n

خرت و پرت 2

صداقت یکی از اصلی ترین اصول زندگی است، و سعی می کنم در برخورد با هر انسان، شیء یا موقعیت، با خودم صادق باشم، صادقانه افکار و احساساتم را برای دیگران بیان کنم، هیچوقت دروغ نگویم و کسی را فریب ندهم.
باور
دارم که در زندگی باید حساس بود. و در هر موقعیتی و در برخورد با هر کس سعی می کنم طوری رفتار کنم که دوست دارم با من رفتار کنند.


نتیجه : مثل آینه باشید.



پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٦ - m&n

اسم دختر اسم پسر



 Tehran Forecast